
برتران دو ژوونل در کتاب «هنر آیندهپژوهی»، از همان آغاز میان دو شیوه مواجهه با آینده تمایزی قاطع مینهد: نگرشی که آینده را دنباله محتوم گذشته میپندارد، و نگرشی که آن را عرصهای از امکانات تحققنیافته میبیند. او برای صورتبندی این دیدگاه دوم، مفهومی محوری به نام «فوتوریبل» (Futuribles) را ابداع میکند؛ واژهای مرکب از «آینده» و «ممکن». در این چارچوب، آینده مقصدی واحد و از پیش تعیینشده نیست که وظیفه ما صرفاً کشف یا پیشبینی منفعلانه آن باشد. بلکه *آینده همچون بوم نقاشیای است که ذهن انسان بر آن تصاویر متعدد و متنوعی ترسیم میکند.*
این تصاویر که «آیندههای ممکن» نامیده میشوند، مواد خام انتخاب و اراده ما هستند. هرچه این گنجینه غنیتر باشد، دامنه آزادی انسان نیز گسترش مییابد. به همین دلیل، *دو ژوونل «تخیل» را نه یک گریز تزئینی از واقعیت، بلکه نیروی اصلی رهایی از جبر تاریخ میداند.* توانایی ما در تصور چیزی که هنوز وجود ندارد، زنجیر تداوم گذشته را میگسلد. یک تصویر ذهنی نوظهور، میتواند مسیر تاریخ را از ریل ظاهراً محتوم خود خارج کند. درست در همین نقطه است که مفهوم «رویا» به قلب دستگاه فکری او راه مییابد.
اما این تصاویر و رویاها چگونه از قلمرو ذهن به عرصه واقعیت گام میگذارند؟ پاسخ دو ژوونل در مفهوم کلیدی «تصویر آینده بهمثابه علت غایی» نهفته است. او با الهام از فلسفه ارسطو توضیح میدهد که هر رویدادی، علاوه بر علل پیشین، یک «علت غایی» یعنی هدف یا غایتی دارد که از آینده به سوی حال کشیده میشود. *تصاویر مطلوب ما از فردا، همان اهداف و علتهای غایی کنشهای امروز ما هستند. آنها مانند آهنربایی قدرتمند در افق زمان عمل میکنند.*
تصویر رویایی «سفر به ماه» یا «جامعهای عادلانه»، میلیونها کنشِ کوچک و پراکنده را در زمان حال منسجم میکند و به آنها جهت و معنا میبخشد. این تصاویر، نیروی کششی خود را از دل «فردا» به «امروز» وارد میکنند. بدون وجود این تصاویر، فعالیتهای انسان چیزی جز تقلاهای روزمره و بیهدف نخواهد بود و هیچ حرکت جمعی پایداری شکل نمیگیرد. *از این منظر، رویاها موتور محرکه تمدنها هستند. یک جامعه با رویاهای بیدار خود زندگی میکند و مرگ یا فقر این رویاها به سکون، بیمعنایی و افول تدریجی آن میانجامد. یک رویای جمعیِ مثبت، شکافی خلاق میان «آنچه هست» و «آنچه میتواند باشد» ایجاد میکند. انرژی نهفته در این شکاف، نیروی پیشبرنده تغییرات بزرگ تاریخی است.*
دو ژوونل سپس به سازوکار دقیق تأثیرگذاری تصاویر آینده بر واقعیت میپردازد و دو مفهوم بسیار مهم را شرح میدهد: «پیشبینی خودمحققساز» و «پیشبینی خودویرانگر». *او نشان میدهد که یک تصویر از آینده، به محض انتشار در ذهن جمعی و تبدیل شدن به باور عمومی، دیگر یک بازنمایی خنثی و منفعل نیست، بلکه به یک نیروی علّی فعال در جهان بدل میشود.* اگر مردم باور کنند که بانکی در آستانه ورشکستگی است (تصویری منفی از آینده)، بر اساس همان تصویر اقدام میکنند و برای خروج سرمایه خود هجوم میبرند. نتیجه آن است که بانک، صرفاً به دلیل قدرت آن تصویر ذهنی، واقعاً ورشکست میشود. این همان «خودمحققسازی» است: تصویر، واقعیت همنوا با خود را خلق میکند. در مقابل، اگر تصویری از یک فاجعه قریبالوقوع (برای مثال، بحران قحطی) به اقدامات پیشگیرانه جمعی بینجامد، آن فاجعه هرگز رخ نمیدهد و تصویر اولیه، واقعیت بالقوه خود را نابود میکند. این «خودویرانگری» تصویر است.
این دو مفهوم نتایج عمیقی برای فهم قدرت رویاها به همراه دارند. *آنها اثبات میکنند که رؤیاپردازی برای آینده یک سرگرمی شخصی یا خیالپردازی بیثمر نیست، بلکه سازوکار اصلی مهندسی واقعیت است.* انتخاب آگاهانه اینکه چه تصویری را در ذهن فردی و جمعی خود بپرورانیم، در واقع انتخاب مسیر سرنوشت است. یک رویای منفی و ترسآلود میتواند با مکانیزم خودمحققسازی، همان فاجعهای را که از آن هراس داریم به سوی ما بکشاند. در مقابل، یک رویای مثبت، جسورانه و خوشبینانه، به شرط تبدیل شدن به باوری جمعی، نیرویی عظیم برای ساختن همان آینده مطلوب آزاد میکند.
هشدار نهایی دو ژوونل درست در همین نقطه طنین میافکند: *بزرگترین خطر برای یک تمدن، نه کمبود منابع و نه تهدید دشمن خارجی، که «فقر رویاهای مثبت» است. تمدنی که دیگر رؤیایی برای دیدن نداشته باشد، موتور حرکت خود را از کار انداخته است.* وظیفه خطیر ما، پرورش آگاهانه و شجاعانه تصاویر مثبت از آینده است؛ تصاویری که بتوانند به علتهایی غایی بدل شوند و فردای بهتری را از دل ابهام امروز فرا بخوانند.
عنوان کتاب: THE ART OF CONJECTURE
نویسنده: BERTRAND DE JOUVENEL - 1967
لینک دانلود نسخه انگلیسی کتاب
#کتاب
#تصویر_آینده
#رویای_ایران_آینده
@iranfuturedream