اصل امید؛ رویاهایی که آینده را پیشاپیش نشان می‌دهند  The Principle of Hope - Ernst Bloch

ارنست بلوخ در اصل امید، یکی از مهم‌ترین آثار فلسفی قرن بیستم درباره امید، آرمان‌شهر و آینده، از یک پرسش اساسی آغاز می‌کند: *انسان چگونه چیزی را می‌خواهد که هنوز وجود ندارد؟* از نظر بلوخ، زندگی انسان فقط در زمان حال نمی‌گذرد. انسان دائماً به سوی چیزی فراتر از وضعیت موجود کشیده می‌شود؛ چیزی که هنوز تحقق نیافته، اما می‌تواند در آینده پدیدار شود. همین وضعیت، اساس مفهوم «هنوز-نه» در اندیشه اوست.

بلوخ میان دو نوع رویا تفاوت می‌گذارد: رویای شبانه و رویای روزانه. *رویای شبانه بیشتر به گذشته، ناخودآگاه و تجربه‌های پیشین مربوط است؛ اما رویای روزانه می‌تواند رو به آینده داشته باشد.* انسان در بیداری درباره زندگی بهتر، آزادی، عشق، خوشبختی، خانه‌ای متفاوت، جامعه‌ای عادلانه‌تر یا جهانی بهتر خیال‌پردازی می‌کند. *این رویاها در نگاه بلوخ صرفاً خیال‌های بی‌اهمیت نیستند؛ آنها می‌توانند نشان دهند که انسان از وضعیت موجود چه چیزی را کم می‌بیند و چه چیزی را می‌خواهد.* 

از اینجا مفهوم «آگاهیِ هنوز-نه» شکل می‌گیرد. *انسان گاهی پیش از آنکه بتواند آینده مطلوب خود را دقیقاً بیان کند، احساس می‌کند که چیزی در وضعیت موجود کافی نیست. یک تصویر، داستان، افسانه، اثر هنری یا آرزو می‌تواند این احساس را بیان کند. بنابراین فرهنگ برای بلوخ فقط بازتاب جهان موجود نیست؛ می‌تواند حامل تصاویری از جهانی باشد که هنوز به وجود نیامده است.* 

 *بلوخ در بخش‌های مختلف کتاب، این «تصاویر آرزومندانه» را در حوزه‌های گوناگون دنبال می‌کند* : قصه‌های پریان، ادبیات، تئاتر، موسیقی، معماری، هنر، دین، فلسفه و اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی. او در این آثار، تکرار میل انسان به زندگی متفاوت را دنبال می‌کند. قصه‌ای درباره سرزمین موعود، تصویری از شهری کامل، رویای آزادی یا تصور جامعه‌ای عادلانه، همگی می‌توانند شکل‌هایی از مواجهه انسان با «هنوز-نه» باشند.

اما بلوخ هر رویایی را ارزشمند نمی‌داند. برخی رویاها فقط خیال‌پردازی و فرار از واقعیت‌اند. تفاوت مهم میان آرمان‌شهر انتزاعی و آرمان‌شهر انضمامی در همین‌جاست. آرمان‌شهر انتزاعی صرفاً تصویری زیبا از جهانی دیگر ارائه می‌کند، بدون آنکه راه یا امکان تحقق آن را در نظر بگیرد. در مقابل، *آرمان‌شهر انضمامی به امکان‌هایی توجه دارد که در دل واقعیت موجود وجود دارند و می‌توانند به سوی آینده‌ای متفاوت حرکت کنند.* 

بنابراین امید برای بلوخ خوش‌بینی ساده یا انتظار منفعلانه نیست. *امید، جهت‌گیری انسان به سوی چیزی است که هنوز تحقق نیافته است. کسی که امیدوار است، وضعیت موجود را پایان جهان نمی‌داند؛ او امکان دیگری را در آن جست‌وجو می‌کند.* 

از این منظر، رویا و آینده ارتباطی عمیق پیدا می‌کنند. *رویا تصویری از چیزی است که هنوز نیست، اما می‌تواند به ما نشان دهد چه چیزی می‌تواند باشد. به همین دلیل، بلوخ فرهنگ و تخیل را محل ظهور آینده‌های ممکن می‌داند.* 

 *در «اصل امید»، آینده پیش از آنکه در جهان بیرونی ساخته شود، می‌تواند در رویا، آرزو، هنر و تخیل انسان ظاهر شود.* «هنوز-نه» فقط نبودن چیزی نیست؛ نامِ چیزی است که هنوز نیامده، اما امکان آمدنش در جهان وجود دارد.

 *امید، در اندیشه بلوخ، نگاه کردن به چیزی است که هنوز وجود ندارد؛ و رویا، یکی از نخستین شکل‌هایی است که آن «هنوز-نه» می‌تواند خود را در آن نشان دهد.* 


The Principle of Hope - Ernst Bloch - 1954:1959

می‌توانید از لینک زیر نسخه زبان انگلیسی کتاب را دانلود کنید. 

لینک دانلود کتاب «اصل امید»

#کتاب
#رویا
#رویای_ایران_آینده

 @iranfuturedream

۵
از ۵
۲ مشارکت کننده