رویا و جنگ

آیا جنگ و تجربه‌های مرتبط با آن به رویاها صدمه می‌زند یا باعث تقویت آنها می‌شود؟
 

در مقدمه باید اشاره کنیم که در این نوشتار به تصویر باورپذیر و شوق‌انگیز «رویا» می‌گوییم که موتور درونی انگیزه بخش انسان‌های آینده‌ساز همین رویاست.

هر اتفاقی می‌تواند هم‌جهت یا مخالف با تحقق یک رویا عمل کند و فردی که رویا دارد به مثابه یک ناخدا که می‌خواهد کشتی را به سمت مقصد هدایت کند، همیشه با این موارد مواجه است. در این بین چند اتفاق ممکن است که رخ دهد:

  1. مقصد آن قدر شوق‌انگیز نیست که این سختی ها را بابتش تحمل کند پس به نوعی رویا کمرنگ و کم رمق است و شوق‌انگیز نیست که شاید اصلا نتوان به آن رویا گفت و بیشتر به یک هدف دم دستی و غیرانگیزشی نزدیک باشد تا رویا. در واقع این موتور درونی توان مناسب برای به حرکت درآوردن یا در حرکت نگه‌داشتن کشتی را ندارد.
  2. مقصد را آنقدر دور می‌بیند که نمی‌تواند به ادامه دادن فکر کند. در اینجا هم به نوعی با یک رویای کمرنگ و کم رمق طرف هستیم و بال باورپذیری در این رویا وجود ندارد یا اینکه ضعیف است؛ در این حالت نیز به شاید اصلا نتوان به آن رویا گفت و بیشتر به یک آرزوی طول و دراز و توهم نزدیک باشد تا رویا.

در واقع جنگ و هر اتفاق دیگری به نوعی معیار ارزیابی و سنگ محک «رویا» هستن و به انسان کمک می‌کنند که این تصویر در ذهن خودش را که تا مدتی قبل یک «رویا» به حساب می‌آورده است، دقیقتر ببیند و اگر نیاز به ترمیم و اصلاح دارد، به اصلاح آن اقدام کند و حتی ممکن است تغییرات عمده‌ای در آن ایجاد کند. هم چنین گاهی اوقات ممکن است فرد به این نتیجه برسد که چه خوب است موتورهای دیگری هم به این کشتی اضافه کند و شروع می‌کند به گشتن و پیدا کردن افراد هم جهت و هم‌راستا با خود و حتی ممکن است در افرادی این «بذر رویا» را بکارد تا به یک رویای جمعی نزدیک شود و جنگ و تجربه‌های مرتبط با آن به نوعی کاتالیزور ساخت رویای جمعی می‌تواند باشد.

در ادامه به یک موضوع خوب است که توجه شود و آن هم یک ویژگی است که در رویا و رویاپردازی کمتر به آن پرداخته شده و آن هم «رویای توحیدی» است. توحید فی‌نفسه نوع نگاه انسان به مسائل را عوض کرده و پذیرش ادبار و اقبال روزگار را آسان می‌کند. با این نگاه، فرد نه از موفقیت‌ها خیلی خوشحال می‌شود و نه از شکست‌ها خیلی غمگین. خود را و گام‌های خود را در راه هدف بزرگی می‌بیند که هضم کننده همه ناملایمات و سختی هاست. در این حالت است که معیار خوشحالی و ناراحتی فرد، از موفقیت و شکست ظاهری به رضایت پرودگار تغییر می‌کند. لازم به تذکر است که برای کسب معارف توحیدی حتما و بایست به علما مراجعه کرد و این نوشتار صرفا یک توجه ناچیز به مطلب است.

هرچند رویاهای غیر توحیدی هم ممکن است به یک رویای جمعی تبدیل شوند (مانند رویای امریکایی و …) اما با توجه به ماهیت آنها، احتمالا با یک اتفاق کوچک و یا اتفاقی شبه‌جنگ، دیگر نتوان به آنها رویا گفت و صرفا به یک هدف دم‌دستی تقلیل پیدا کنند و ماندگاری و قدرت کشش انسان را نداشته باشند. اما رویاهایی که این ویژگی توحیدی را در خود دارند، آمادگی تبدیل شدن به رویای جمعی را دارند و قابلیت تکثیر در آنها وجود دارد و اگر این ویژگی در آنها کمرنگ است، مناسب تبدیل شدن به یک رویای جمعی نیستند.

 *پی‌نوشت: نقاشی دیجیتال «غیرت ملت» یادبود حضور حماسی مردم غیور ایران اسلامی در روز قدس ۱۴۰۴ است که استاد حسن روح‌الامین آن را ترسیم کرده است.
*


#رویا
#رویای_ایران_آینده

@iranfuturedream

۵
از ۵
۱ مشارکت کننده